گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )
71
كورشنامه ( فارسى )
دستگير شدن شاه ارمنستان و همراهانش . پسر شاه ، كورش را با احترام پذيرفت . عقد اتحاد با ارمنستان . فصل اول دستگير شدن شاه ارمنستان . عقد اتحاد با ارمنستان شاه ارمنستان از شنيدن پيام كورش به غايت هراسناك شد . چه ديد بهانهء روشنى به دست مدعيان داده و در انجام تعهد خويش قصور ورزيده است ؛ نه خراج داده و نه سرباز فرستاده است ؛ و از همه بدتر ، چون به داخل سرزمين قدم نهند ، خواهند ديد كه مشغول ساختمان استحكامات و قلعهبندى در اطراف پاىتخت است و براى اين خلاف ثانوى هيچ عذرى ندارد . چون به عواقب كار خويش فكر مىكرد لرزه بر اندامش مىافتاد . ناچار به عجله مأمور به اطراف گسيل داشت تا از هرسو افراد و سپاهى جمعآورى كنند سپس همسر و دختران و پسر كوچكتر خويش ساباريس را با عروس و بهترين اثاث و جواهر خود در تحت مراقبت قراولان بسيار به كوهستانها فرستاد . در همان حال قراولانى به اطراف فرستاد تا از حركات كورش اطلاع به هم رسانند و عموم ارامنه را تحت سلاح درآورده فرمان آمادهباش صادر كرد . ديرى نگذشت كه پيام آوردند كورش شخصا آمده است . پادشاه ارمنستان كه جسارت مقابله در خود نديد فرار را بر قرار ترجيح داد و گريخت . ارامنه كه اين بديدند ، خود نيز به عجله به هرسو گريختند تا دارايى و خانهء خود را حفظ كنند . كورش چون ديد جملهء مردم سراسيمه به هرسو مىدوند و با گله و حشم و دارايى خود درصددند خود را پنهان كنند جارچيانى به هرسو فرستاد و اعلام داشت كه به كسانى كه در سر كار خويش بمانند آسيبى نخواهد رسيد ، بلكه هركس كار خود را رها كند و به كوهستان پناه برد با او مانند دشمن رفتار خواهد شد . نتيجه اين شد كه بسيارى از مردم بر سر كار خويش باقى ماندند . مگر عدهاى كه در ملازمت شاه ارامنه پا به فرار گذاردند . در اين اثنا ، قراولان زنان شاه در كوهستان گرفتار سربازان كورش ، كه در كمين بودند ، شده جملگى در حين فرار دستگير شدند . همچنين پسر پادشاه و دختران و زنان و كليهء غنايم و ذخاير به دست سربازان ايرانى افتاد .